ابو القاسم راز شيرازى
297
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
نادم شو از بطالت « 8 » ايّام گذشته كه تلف شده ، و سؤال كن از حضرت « واهب العطيّات » « 9 » آنكه بگرداند تو را از خواصّ عباد خود مثل ايشان ، و بگرداند ترا از صالحين ، و ملحق سازد ترا به گذشتگان اهل خير و صلاح ، و محشور سازد ترا در زمرهء ايشان ، و اگر معاشر شدى با فجّار و اهل عصيان ، حمد كن حقّ تعالى را و شكر گو او را بر محافظت و نگاهدارى تو از شهوتهاى نفسانى و اجتناب دادن تو از قبيح افعال گناهكاران . و بپوش چشم خود را از شهوات و نگاه كردن به نسوان و امارده « 10 » و مواضعى كه نهى بر آن وارد است ؛ چون ديدن قمار و نگاه كردن بر بيوت مردم و عورت آنها . و ميانه روى كن در راه رفتن و مراقب باش حقّ تعالى را در هر گامى برمىدارى به طريقى كه گويا در « صراط ممدود بين الجنّة و النّار » « 11 » حركت مىكنى ، و التفات مكن به اطراف خود ؛ زيرا كه باعث تفرقهء حواسّ است و بازماندن از ذكر پروردگار . و نشر سلام كن نسبت به اهل سلام كه قابل سلام هستند ؛ يعنى مؤمنين نه فجّار و كفّار ، و ابتدا كن بسلام و جواب ده سلام مردم را ؛ زيرا كه در سلام ، فضل از براى سابق است امّا جواب واجب است . و اعانت كن كسى را كه طلب اعانت كند از تو در حقّى ؛ چون اطفال و كهول و بيوهزنان و بارداران و مرضى و مقعدين « 12 » از فقراء و عجزه « 13 » كه تقويت بدنى از تو خواهند ، اعانت كن ايشان را ؛ از بعضى از بزرگان منقول است كه در صحرا بيوهزنى را ديد با طفلى و هميانى آرد ، و طفلش مانع بود از
--> ( 8 ) - ضايع كردن ؛ بيكارى ( 9 ) - بخشندهء عطاها ( 10 ) - جمع امرد ، به جوان نوسالى گويند كه هنوز بر چهرهء او مو نرسته باشد . ( 11 ) - پلى كه ميانهء بهشت و دوزخ كشيده شده است . ( 12 ) - زمينگيران ( 13 ) - جمع عاجز : ناتوان